تبليغاتX
احساس بهاری
 

الهي كاري بر عهده من گذاشته اي كه بر انجام آن ناتوانم و خود برانجامش تواناتري و قدرتت بر آن و بر من بيشتر است پس چنانم كن كه دوست مي داري و هنگامي كه سلامتم خشنودي خويش از من طلب كن.

الهي در سختي ها طاقت و در مصيبت ها صبر و در فقر توان تحمل ندارم پس روزيم را كم مكن و به بندگانت مرا وامگذار بلكه خودت حاجاتم را روا كن و رفع مشكلات را بر عهده گير به من نگاه كن و هيچ يك از امورم را از عنايت دور مساز كه اگر مرا به خود واگذاري ناتوانم و نمي توانم به مصلحت خويش عمل كنم و اگر مرا به بندگانت واگذاري به من اخم كنند و اگر مرا به نزديكانم حواله دهي محروم نمايند و اگر دهند مقدارش اندك و همراه سختي باشد و ساليان منتم گذارند و سرزنش نمايند الهي به فضلت بي نياز گردان به عظمتت مقامم ده و به وسعتت توانگرم كن و با آنچه نزد توست بي نيازم نما.

الهي بر محمد و آل او درود فرست مرا از حسادت نجات بده و از گناهان و محرمات حفظ فرما و جرات ارتكاب به معصيت ها را از من بگير و رغبتم به آنچه پيش توست و خشنوديم را در آنچه نزد توست قرار بده روزيي را كه به من داده اي و نعمت هايي را كه بخشيده اي بركت ده در همه احوال مرا محفوظ محافظت شده و پوشيده و دست نيافتني و در پناه و امانت قرار ده.

الهي بر محمد و آل او درود فرست مرا به اطاعت از انجام اموري كه واجب گردانده اي و پيروي از فرمان بنده ات كه دستور به اطاعتش داده اي توفيق ده هر چند بدنم از انجامش ناتوان و ضعيف باشد و قدرتم به آن نرسد مال و دارايي ام توانش را نداشته باشد چه به يادم باشد يا فراموش كرده ام اي پروردگار من آن وظيفه اي است كه بر دوشم نهادي و من از آن غافل شده ام پس با عطاي عظيمت و نعمت هاي فراوانت از طرف من ادا كن كه توانگري كريمي آن گونه كه ديني بر گردنم نباشد تا روز لقاي تو از ثواب هايم بكاهي يا برگناهانم بيفزايي.

الهي بر محمد و آل او درود فرست اشتياق به عمل براي آخرتم روزيم كن آن گونه كه راستي اين اشتياق را از قلبم بيابم و احساس زهد و بي رغبتي ام بر دنيا چهره گردد.

مشتاقانه به انجام اعمال نيكو بپردازم و از ترس و خوف گناه نكنم و نوري مرا عطا نما تا ميان مردم با آن راه روم و در تاريكي ها هدايت شوم و از شك و ترديد و شبهه ها رها گردم.

الهي بر محمد و آل او درود فرست ترس از عذاب و رغبت به ثواب آخرت روزيم كن تا لذت چيزي را كه برايش تو را مي خوانم و رنجي كه برايش به تو پناه مي برم بيابم.

الهي تو مي داني چه چيزي از امور دنيا و آخرتم به صلاح من است پس به لطفت حوائجم را برآور.

الهي بر محمد و آل محمد درود فرست آن زمان كه در سپاسگذاري نعمت هايت كه در آسايش و سختي و سلامتي و بيماري عطا كرده اي كوتاهي ورزيدم حق شناسي روزيم گردان تا خشنودي و آرامش و سكينه خود را در انجام وظايفم چه در حال ترس يا امنيت و خشنودي يا خشم و ضرر يا سود بازيابم.

الهي بر محمد و آل او درود فرست قلبم را از حسادت حفظ كن چنان كه به خاطر فضلت بر يكي از بندگانت بر او حسادت نورزم و چون ببينم به يكي از بندگانت در دين يا دنيا و سلامتي يا تقوي و توانگري يا آسايش نعمتي داده اي من نيز برتر از آن را براي خويش از تو بخواهم اي خداي بي همتا.

الهي بر محمد و آل او درود فرست توفيق خودداري از گناهان و لغزش ها در دنيا و آخرت و در خشنودي يا غضب روزي نما آن سان كه به هر چه برايم مقدر مي كني راضي باشم و به عبادت تو پردازم و در رفتار با دوستان و دشمنان رضاي تو را در نظر گيرم كه دشمنم از ظلم و ستم من ايمن و دوست از طرفداري به ناحق به نفع او نااميد گردد و مرا به آنهايي كه در آسايش چون پريشان حالان تو را مخلصانه مي خوانند ملحق كن كه تو ستوده و بزرگواري....

 

|+| نظر بدهید
نوشته شده توسط بهناد در
|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:30
 
 

                                                

               
 اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي، بوته اي در دامنه اي باش ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد.

اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن.

اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه! همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود.

در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست.

اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش.

اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش. با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند.

هر آنچه كه هستي، بهترينش باش


      

نوشته شده توسط mahmood در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 15:45 | لینک ثابت | آرشیو نظرات

 
|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:24
 

پس منزه و پاکی تو چه روشن و هویداست کرم تو در معامله و رفتار با کسی که تورا اطاعت یا نافرمانی کرده است

فرمانبر را برای آنچه خود برای او آماده نموده ای پاداش میدهی و گناهکار را در آنچه که کرده در کیفر او مهلت میدهی

به هر یک از فرمانبر و گناهکار چیزی عطا میکنی که سزاوار او نیست

و به هر یک از آنها چیزی احسان نموده ای که عمل و کردارش از آن کوتاه است

...

پس بر محد و ال او درود بفرست

و آرزویم را به من ببخش و هدایت و راهنمایی خود را بر من بیفزا که بوسیله آن به توفیق در کردارم برسم

زیرا تو بسیار نعمت دهنده و بزرگواری.

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:21
 

  

         

خدایا مرا وسیله ای برای صلح و آرامش قرار ده

بگذار هر جا تنفر است بذر عشق بکارم.

هر جا آزردگی است ببخشایم.

هرجا شک است ایمان،هرجا یاس است امید

هرجا تاریکی است روشنایی و هر جا غم جاریست

شادی نثار کنم.

الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم

پیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم

پیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.

زیرا در عطاکردن اسن که می ستانیم.

و در بخشیدن است که بخشنده می شویم.

و در مردن است که حیات ابدی می یابیم

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:19
 

 


اي خداي بزرگ آن قدر به ما عظمت روح و تقوا عطا کن که همه ي وجود خود را با عشق و رغبت قرباني حق کنيم .

خدايا آن چنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجين کن که در وجودت محو شويم.

خدايا ما را از گرداب خودخواهي و از گردباد هوا و هوس نجات ده و به ما قدرت ايثار عطا کن .

خدايا در اين لحظات سخت امتحان، نور ايمان را بر قلب ما بتابان و ما را از لغزش نگاه دار.

خدايا ما را قدرت ده که طاغوت خود پرستي را به زير پا افکنيم و حق و حقيقت را فداي منفعت هاي شخصي

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:17
 
 

 

گويند كه هر كارت از بهر حكمتي است . خلق كردنت ، ميراندنت ، بهشت جاودانت ، دوزخ آتشينت . . .

همه و همه از بهر حكمتي است كه فقط داناي مطلقي چون خودت مي داند  اما  . . .

اما هرگز يك چيز را به خاطر حكمت خويش از من مگير .

يك چيز كه اگر نداشته باشم از پست ترين پست ها  هم پست ترم .

 چيزي كه اگر در وجودم ريشه كن شود ، نمي توانم اين چيزها را بنويسم

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:13
 
 

 

گويند كه هر كارت از بهر حكمتي است . خلق كردنت ، ميراندنت ، بهشت جاودانت ، دوزخ آتشينت . . .

همه و همه از بهر حكمتي است كه فقط داناي مطلقي چون خودت مي داند  اما  . . .

اما هرگز يك چيز را به خاطر حكمت خويش از من مگير .

يك چيز كه اگر نداشته باشم از پست ترين پست ها  هم پست ترم .

 چيزي كه اگر در وجودم ريشه كن شود ، نمي توانم اين چيزها را بنويسم

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:13
 
 

 

گويند كه هر كارت از بهر حكمتي است . خلق كردنت ، ميراندنت ، بهشت جاودانت ، دوزخ آتشينت . . .

همه و همه از بهر حكمتي است كه فقط داناي مطلقي چون خودت مي داند  اما  . . .

اما هرگز يك چيز را به خاطر حكمت خويش از من مگير .

يك چيز كه اگر نداشته باشم از پست ترين پست ها  هم پست ترم .

 چيزي كه اگر در وجودم ريشه كن شود ، نمي توانم اين چيزها را بنويسم

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:13
 

سپاس خدایی را که اول است بی آنکه پیش از او اولی باشد و آخر است بی آنکه پس از او آخری باشد . خداییکه دیده های بینندگان از دیدش فرو مانده و اندیشه های توصیف کنندگان از وصفش عاجز شده اند . منزه است نامهای او و پیاپی است نعمتهای او. از کرده خود مسئول نیست و دیگران مسئولند .

 

سپاس خدایی را که بندگانش را از شناختن آئین سپاسگزاریش بر عطایای متواری که به ایشان داده و نعمتهای پیوسته ای که بر ایشان کامل ساخته محروم می ساخت . در نعمتهایش تصرف می کردند و سپاس نمی گزاردند و در روزیش دست می گشودند و شکر نمی کردند و اگر چنین نمی بودند از حدود انسانیت به مرز بهیمیت می رفتند .

 

سپاس خدای را بر آنچه از خدایی خود به ما شناسانده و بر آنچه از شکر خود به ما الهام کرده و بر آن درها که از علم ربوبیتش بر ما گشوده وبر اخلاص در توحیدش که ما را بر آن رهبری کرده .

 

سپاس خدای را که زیباییهای آفرینش را برای ما برگزید و روزیهای پاکیزه را بر ما روان ساخت  و ما را به تسلط بر همه آفریدگان برتری داد و از اینجهت همه مخلوقاتش ما را به قدرت او فرمانبردار و به نیرویش از اطاعت ما ناچارند .

 

سپاس خدای را بهر آن آیین که نزدیکترین فرشتگان به او و گرامیترین آفریدگان او و پسندیده ترین ستایش کنندگان در پیشگاه او، وی را پساتس گذاردند . سپاسی که از دیگر سپاسها برتر باشد . مانند برتری پروردگار ما بر همه آفریدگانش .

 

سپاس خدایی را که ما را به توبه راهنمایی کرد و ؟آنرا جز از فضل او نیافتیم . پس اگر جز این یک نعمت از فضل او را به شمار نیاوریم هر آیینه عطای او در حق ما بزرگ و احسانش در باره ما جلیل و فضلش بر ما عظیم خواهد بود .

 

 

سپاس خدای را سپاسی که به آن در میان نیکبختان از دوستانش نیکبخت شویم و به وسیله آن در سلک شهیدان شمشیرهای دشمنانش در آییم.

 

سپاس خدای را سپاسی که که موجب رسیدن به طاعت و عفو او ، و سبب خشنودی و وسیله آمرزش و راه به سوی بهشت و پناه از انتقام و ایمنی از خشم و پشتیبان طاعت و مانع از نافرمانی و مددکار بر اداء حق و وظایف او باشد .

 

سپاس خدای را همانا که یاری دهنده و ستوده است .

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:10
 

الهی به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده .

الهی راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر .

الهی چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است .

الهی چو تو حاضری چه جویم و چو تو ناظری چه گویم .
 
الهی چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت .

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:9
 

الهي كاري بر عهده من گذاشته اي كه بر انجام آن ناتوانم و خود برانجامش تواناتري و قدرتت بر آن و بر من بيشتر است پس چنانم كن كه دوست مي داري و هنگامي كه سلامتم خشنودي خويش از من طلب كن.

الهي در سختي ها طاقت و در مصيبت ها صبر و در فقر توان تحمل ندارم پس روزيم را كم مكن و به بندگانت مرا وامگذار بلكه خودت حاجاتم را روا كن و رفع مشكلات را بر عهده گير به من نگاه كن و هيچ يك از امورم را از عنايت دور مساز كه اگر مرا به خود واگذاري ناتوانم و نمي توانم به مصلحت خويش عمل كنم و اگر مرا به بندگانت واگذاري به من اخم كنند و اگر مرا به نزديكانم حواله دهي محروم نمايند و اگر دهند مقدارش اندك و همراه سختي باشد و ساليان منتم گذارند و سرزنش نمايند الهي به فضلت بي نياز گردان به عظمتت مقامم ده و به وسعتت توانگرم كن و با آنچه نزد توست بي نيازم نما.

الهي بر محمد و آل او درود فرست مرا از حسادت نجات بده و از گناهان و محرمات حفظ فرما و جرات ارتكاب به معصيت ها را از من بگير و رغبتم به آنچه پيش توست و خشنوديم را در آنچه نزد توست قرار بده روزيي را كه به من داده اي و نعمت هايي را كه بخشيده اي بركت ده در همه احوال مرا محفوظ محافظت شده و پوشيده و دست نيافتني و در پناه و امانت قرار ده.

الهي بر محمد و آل او درود فرست مرا به اطاعت از انجام اموري كه واجب گردانده اي و پيروي از فرمان بنده ات كه دستور به اطاعتش داده اي توفيق ده هر چند بدنم از انجامش ناتوان و ضعيف باشد و قدرتم به آن نرسد مال و دارايي ام توانش را نداشته باشد چه به يادم باشد يا فراموش كرده ام اي پروردگار من آن وظيفه اي است كه بر دوشم نهادي و من از آن غافل شده ام پس با عطاي عظيمت و نعمت هاي فراوانت از طرف من ادا كن كه توانگري كريمي آن گونه كه ديني بر گردنم نباشد تا روز لقاي تو از ثواب هايم بكاهي يا برگناهانم بيفزايي.

الهي بر محمد و آل او درود فرست اشتياق به عمل براي آخرتم روزيم كن آن گونه كه راستي اين اشتياق را از قلبم بيابم و احساس زهد و بي رغبتي ام بر دنيا چهره گردد.

مشتاقانه به انجام اعمال نيكو بپردازم و از ترس و خوف گناه نكنم و نوري مرا عطا نما تا ميان مردم با آن راه روم و در تاريكي ها هدايت شوم و از شك و ترديد و شبهه ها رها گردم.

الهي بر محمد و آل او درود فرست ترس از عذاب و رغبت به ثواب آخرت روزيم كن تا لذت چيزي را كه برايش تو را مي خوانم و رنجي كه برايش به تو پناه مي برم بيابم.

الهي تو مي داني چه چيزي از امور دنيا و آخرتم به صلاح من است پس به لطفت حوائجم را برآور.

الهي بر محمد و آل محمد درود فرست آن زمان كه در سپاسگذاري نعمت هايت كه در آسايش و سختي و سلامتي و بيماري عطا كرده اي كوتاهي ورزيدم حق شناسي روزيم گردان تا خشنودي و آرامش و سكينه خود را در انجام وظايفم چه در حال ترس يا امنيت و خشنودي يا خشم و ضرر يا سود بازيابم.

الهي بر محمد و آل او درود فرست قلبم را از حسادت حفظ كن چنان كه به خاطر فضلت بر يكي از بندگانت بر او حسادت نورزم و چون ببينم به يكي از بندگانت در دين يا دنيا و سلامتي يا تقوي و توانگري يا آسايش نعمتي داده اي من نيز برتر از آن را براي خويش از تو بخواهم اي خداي بي همتا.

الهي بر محمد و آل او درود فرست توفيق خودداري از گناهان و لغزش ها در دنيا و آخرت و در خشنودي يا غضب روزي نما آن سان كه به هر چه برايم مقدر مي كني راضي باشم و به عبادت تو پردازم و در رفتار با دوستان و دشمنان رضاي تو را در نظر گيرم كه دشمنم از ظلم و ستم من ايمن و دوست از طرفداري به ناحق به نفع او نااميد گردد و مرا به آنهايي كه در آسايش چون پريشان حالان تو را مخلصانه مي خوانند ملحق كن كه تو ستوده و بزرگواري....

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:7
 
 

در بیکرانه های زندگی دو چیز افسونم میکند : ابی اسمان را که میبینم و میدانم که نیست

و خدا را که نمیبینم و میدانم که هست...

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 16:11
 
 

               بودیم کسی قدر ندانست که هستیم/باشد که نباشیم بدانند که بودیم

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 16:7
 
 

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 16:5
دوست 
 

دنیا فانیست

      خاطرات ماندنیست

            غم رفتنیست

               عشق لحظه ایست

                    زندگی بدون دوست بی معنیست

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 16:3
 
 

چشمه ای روشن از افتاب را در نگاهت دید ه ام


موج دریای عاشقی را در صدایت شنید ه ام

و در کو چه بازارهای عاشقی لحظاتی را همراهت پیمودم

و با تو تمام زند گی ام را شیرین دیدم لحظاتی سراسر شادی و خوشبختی

هنوز طعم نگاه شیرینت را در تمام وجودم احساس می کنم

و هنوز نگاه پر زدردت را هنگامی که در چشمهایم نگاه می کردی را به یاد دارم

و تمام خاطراتت را همراه خود به این طرف و ان طرف می برم

هنوز تکه ای از نوشته ات را نگه داشتم تا در هنگام دلتنگی ان را ببویم

و هنوز با انکه از من دوری دوستت دارم

از تو می نویسم یگانه عشق من

و به امید بر گشتن دوباره ات منتظر می مانم


|+|
نوشته شده توسط بهناد در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:47
 
 

اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه

نمي کردي رنگين کمان من

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:24
 
 

چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !

چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يک

کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه

خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم

|+|
نوشته شده توسط بهناد در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:20
 
 

پری کوچیک من ! حرفی بزن چشمات و وکن
من صدات رو می شناسم تنها یه بار من رو صدا کن
سینه ریزی از ترانه دو تا گوشواره ی گیلاس
برگ سرخ گل کوکب پیشکشم برات همیناس
صدای نی لبک تو رمز بیداری موجه
عمق اقیانوس رویا با تو هم معنی اوجه
پری غمگین من !‌ طلسم موجا می شکنه
بوسه ی دوم معجزه رو لبهای منه
تنم رو طهمه ی کوسه می کنم برای تو
تو نی نی نگاهت یه ستاره روشنه

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:16
 
 

من گنه کردم تو بخشایش بکن


من گرفتارم تو آزادم بکن


سر به سودای تو دارم


من خرابم تو آرامم بکن

 

|+|
نوشته شده توسط بهناد در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 17:11